مجله نوجوان

مطالبی برای گروه جوان و نوجوان

مجله نوجوان

مطالبی برای گروه جوان و نوجوان

طی دوسال گذشته، شبکه های اجتماعی چند صد میلیون نفر را به خود جذب کرده اند. همچنین این شبکه ها به عنوان شبکه های پوشش دهنده انواع فعالیت های نوجوانان و افراد زیر ۲۰ سال تبدیل شده اند. امروزه افراد نوجوان و جوان برای گذران زندگی اجتماعی خود و شرکت در بحث های مختلف اجتماعی از این نوع خدمات بسیار استفاده می کنند. امروز شبکه های اجتماعی علاوه بر ماهیت سرگرمی و تعامل برای تجارت نیز مکانی معتبر شناخته می شود و باعث شده است تا بحث بزرگ بازاریابی شبکه‌های اجتماعی پیش بیایید.

این سایت ها مزیت های زیر را دارا هستند:

  • شبکه های اجتماعی پوشش دهنده اخبار و رویداد های زندگی افراد مختلف هستند، همچنین با ارایه خدمات خود باعث آشنایی افراد با دوستان دوست خود می شوند، طوری که در زندگی اجتماعی سنتی چنین چیزی به سادگی امکان پذبر نبود، به همین دلیل این شبکه ها می توانند به عنوان مرجع ملاقات ها و آشنایی های افراد با یکدیگر تلقی شوند.

  • سایت ها و شبکه های اجتماعی محور افراد را نسبت به روابط دوستانه و گاه عاصفی افراد (دوست دوستان) آگاه می سازد و باعث می شود افراد برای آغاز روابط جدی خود با دیگران، از مجرد بودن یا تاهل افراد با خبر باشند.

  • بسیاری از جوانان و نوجوانان از ایمیل و شبکه های ارایه دهنده پست الکترونیک استقبال نمی کنند. دلیل این عدم استقبال، وجود دستور ها و قوانین گرامر محور در خدمات فوق است که اصولا جوانان و نوجوانان از ادبیات رسمی و کاری این چنینی استقبال نمی کنند. اما در شبکه های اجتماعی افراد می توانند، با ادبیات محاورانه خود مشغول فعالیت باشند و این مهم یک مزیت اساسی در این نوع شبکه ها به حساب می آید.

  • شبکه های اجتماعی به افراد اجازه نظارت و آگاهی از بزرگترین راز های زندگی اعضای خانواده شان را می دهند. مثلا عضو یکی از این شبکه ها می تواند نسبت به روابط صمیمی خواهر کوچکتر خود با دیگران آگاه باشد .

شبکه های اجتماعی باعث ایجاد گروه های اجتماعی شبه روستایی می شوند. همچنین این شبکه ها باعث ایجاد گروه های خاص برای اعضای خاص خود مانند اعضای یک دانشکده یا کارخانه می شود و اعضای ارگان های فوق در محیط مجازی برای خود یک شهر یا کشور مشترک با قوانین خاص خود می سازند.

  • شبکه های وبلاگی جزیی مانند تویتر، باعث می شود افراد از کوچکرتین و جزیی ترین رویدادهای زندگی دوستان صمیمی خود آگاه باشند.


  • شبکه های اجتماعی باعث می شوند افراد بدون کوچکترین زحمتی خاطرات دیشب خود را با دوستان به اشتراک بگذارند. (توسط عکس ، فیلم و … )

  • همچنین این شبکه ها باعث ترویج جزیی ترین اتفاق های جالب می شود. مثلا در مهمانی دیشب زبان و لهجه افراد چگونه بود و بحث های جالب این چنینی.

  • همچنین شبکه های اجتماعی باعث دسترسی مستقیم مردم به افراد مشهور می شود. دسترسی که این شبکه ها ایجاد می کنند، فارغ از هرگونه حاشیه و فیلتری که روزنامه ها و مجلات برای افراد مشهور ایجاد می کنند، می باشد. برای مثال بسیاری از روزنامه ها و مجلات با دورغ پردازی در رسانه های خود نشان می دادند که (پاریس) خواننده مشهور در زندان به سر می برد، ولی شبکه های اجتماعی فارغ از هرگونه حاشیه پردازی و دروغ های این چنین به شما یک دسترسی مستقیم با پاریس ایجاد می کند و می توانید بصورت زنده صدای اورا بشنوید و از حقایق با خبر باشید.

  • شبکه های اجتماعی حرفه ای مانند لینکداین امکان یافتن شغل برای اعضا، ارتباط دهی افراد با یکدیگر و ارایه منابع و مراجع را مهیا ساخته اند.

به همین دلایل شبکه های اجتماعی، به یک ابزار کشنده و نابود کننده دیگر ابزارهای کاربردی در محیط مجازی شبکه جهانی گسترده www تبدیل شده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۷
فرزاد هاتفی

برای خیلی از ما پیش آمده که با یک برند جدید برخورد کرده‌ایم و برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد محصولات یا خدمات آن، سریعا به صفحه اینستاگرام یا فیس‌بوک برند مورد نظرمان رفته‌ایم تا اطلاعات بیشتری دستگیرمان شود. خوب، شاید همین جمله قبلی دلیل خوبی برای این باشد که هر برند در شبکه‌های اجتماعی حضور پیدا کند؛ زیرا به هر حال همین حضور سبب افزایش اعتماد مخاطب می‌گردد. از طرفی امروزه شبکه‌های اجتماعی با امکانات مناسب خود به موتورهای جستجوگر تبدیل شده‌اند. برای درک بهتری کافیست به ساز و کار توییتر توجه کنید:

این شبکه اجتماعی با آوردن امکان هشتگ سبب شد که کاربرانش راحت‌تر محتوا تولیدی خود را دسته‌بندی کرده و از سوی دیگر به همه افراد فعال در توییتر کمک کند تا با سرعت بیشتری محتوا مورد نظر خود را پیدا کنند.

بگذارید یک نمونه دیگر عنوان کنم؛ حتما برای شما هم پیش آمده که دنبال یک لباس خاص بوده‌اید و سریعا ایسنتاگرام خود را بازکرده‌اید و به کمک هشتگ‌ها و بخش Explore، سعی کرده‌اید محصول مورد نظر خود را بیابید.

نکته همینجاست که اگر کمی عمقی‌تر به این دو پاراگراف بالا توجه کنید، درمیابید که ما از شبکه‌های اجتماعی به عنوان موتور جستجوگر بهره می‌بریم.

مقالات مرتبط:

آشنایی و معرفی شبکه‌ های اجتماعی

هشتگ چیست و تاثیر آن در بازاریابی شبکه های اجتماعی

مقالات بازاریابی شبکه های اجتماعی

اگر همچنان به این موضوع که شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جستجوگر آینده و یا حتی الان هستند، لازم است که به موارد زیر توجه کنید.

– در سال ۲۰۱۰ توییتر اعلام کرده که روزانه ۱۹ میلیون کلمه یا عبارت در این شبکه اجتماعی جستجو می‌شود.

– فیسبوک هم در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد که روزانه میزبان ۱ میلیارد جستجو است.

گمان کنم که الان قانع شده باشید که باید برند خود را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش بگذارید و از هشتگ‌های نهایت بهره را ببرید. پس از همین امروز با یک استراتژی صحیح، وارد صحنه موتورهای جستجوگر امروزی یا همان شبکه‌های اجتماعی بشوید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۵
فرزاد هاتفی

در این مقاله به بررسی برخی آمار و ارقام که در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد می‌پر‌دازیم و می‌توانید استراتژی بازاریابی شبکه های اجتماعی خود (Social media marketing) را بر این اساس برنامه ریزی کنید.

  1. بیش‌ از ۹۷ درصد جست‌وجوهای کاربران شبکه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۴ به کسب‌وکارها و فروشگاه‌های اینترنتی مربوط شدند.
  2. جنسیت ۶۸ درصد از اعضای شبکه اجتماعی گوگل پلاس Google+ مرد بوده و در مقابلش، ۸۰ درصد از کاربران شبکه اجتماعی پینترست Pinterest خانم هستند.
  3. نزدیک به ۸۰ درصد مدیران و صاحبان کالا باور دارند که شبکه‌های اجتماعی نقش بسیار مهمی در مارکتینگ و برندینگ آنها دارند.
  4. نزدیک به ۷ درصد مردم آمریکا همچنان نام فیس‌بوک Facebook و ۴۱ درصد آنها نام لینکدین LinkedIn را نشنیده‌اند.
  5. ‌بیش‌از ۴۲ درصد کاربران لینکدین به‌صورت مرتب مشخصات خود را به‌روز می‌کنند.
  6. ‌زن‌ها بیشتر از مردها صفحات برندها را در شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کنند.
  7. روزانه کل اعضای شبکه اجتماعی فیسبوک به اندازه ۵۰۰ سال ویدیو تماشا می‌کنند.

مقالات مرتبط:

آشنایی و معرفی شبکه‌ های اجتماعی

هشتگ چیست و تاثیر آن در بازاریابی شبکه های اجتماعی

مقالات بازاریابی شبکه های اجتماعی

social-media--marketing

 

  • ۶۰ درصد کاربران لینکدین LinkedIn روزانه روی یک آگاهی تبلیغاتی کلیک می‌کنند.
  • ‌۷۰ درصد برندها در گوگل پلاس Google+ صفحه ساخته‌اند، این درصد برای سال ۲۰۱۲ عدد ۴ درصد بوده است.
  • ‌۶۹ درصد برندها در شبکه اجتماعی پینترست Pinterest حضور دارند، در سال ۲۰۱۲ این عدد ۱۰ درصد بوده است.
  • ۷۱ درصد کاربرانی که در شبکه اجتماعی از یک برند پاسخ دریافت کرده‌اند، آن را به دیگران توصیه کرده‌اند.
  • ‌۹۳ درصد تحقیقات اینترنتی از موتورهای جستجو شروع می‌شوند.
  • ۶۸ درصد مشتریان قبل از خرید یک محصول، آن را در شبکه‌های اجتماعی جستجو و نظرات دیگران را بررسی می‌کنند.
  • ۸۶ درصد شرکت‌ها از شبکه اجتماعی به‌عنوان ابزاری برای بازاریابی استفاده می‌کنند.
  • ۷۰ میلیون عکس یا ویدیو به صورت روزانه در اینستاگرام آپلود می‌شود.
  • ۸۲ درصد کاربران اینترنتی در آمریکا حداقل در یکی از شبکه‌های اجتماعی عضو هستند، این درصد در سال ۲۰۱۲ برابر ۶۷ درصد و در سال ۲۰۰۵ برابر ۸ درصد بوده است.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۴
فرزاد هاتفی

۲۰۱۴ سال بزرگی برای شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌هایی بود که در این زمینه به فعالیت می‌پردازند. همان طور که می‌دانید برندهای بزرگ، سالیانه کمپین‌های بسیاری در شبکه‌های اجتماعی راه اندازی می‌کنند که به آنها در تحقق اهدافی چون اطلاع‌رسانی، برندسازی و فروش یاری می‌رساند.

در ادامه این مطلب، نگاهی اجمالی به سه تا از کمپین‌های موفقی می‌اندازیم که در رسانه‌های اجتماعی راه ندازی شده‌اند و نتایج بسیار خوبی را به جای گذاشته‌اند.

۱-کمپین کمک‌رسانی The Project for Awesome:

این کمپین تبلیغاتی که توسط موسسان یوتیوب راه اندازی شد، توانست همه مشاهیر مشهور دنیا را به خود جذب کرده و‌ فقط‌ در عرض دو روز، سبب جمع آوری ۱/۲ میلیون دلار شود.‌ البته طرفداران پر و پا قرص یوتیوب که Nerdfighters نام دارند، سهم بزرگی را در این کمپین داشتند و توانستند سبب ثبت ۱۰۰۰ ویدئو در هشتگ P4A گردند. برادران گرین تمام پول حاصل شده از این کمپین قدرتمند را به بنیاد کمک به کودکان اهدا کردند.Project-for-Awesome-YouTube-communities-960x700

 

۲-کمپین #Cheerance هوندا:

هوندا هم برای کمک به سازمان خیریه و کمک رسانی به کودکانی که درگیر تومور های مغزی هستند، یک کمپین تبلیغاتی راه اندازی کرد. این کمپین با یک ویدئو تبلیغاتی در یوتیوب آغاز شد و این ویدئو توانست مردم را کمی با داستان #Cheeerance آشنا کند. این کمپین قصد داشت سه میلیون Cheer میان برند هوندا و طرفدارانش دربرنامه بازاریابی شبکه های اجتماعی رد و بدل شده و پس از تحقق این هدف، ۱۰۰ میلیون دلار به خیریه ذکر شده توسط هوندا اهدا گردد. بخش جالب این کمپین، وقتی بود که هوندا در شبکه‌های اجتماعی به دنبال پست‌های دنبال کننده‌هایش که کلمه Cheer را نوشته بودند می‌گشت و به آن پست‌ها، جواب‌های بامزه‌ای می‌داد.

honda-summer-cheerance-cover

 

۳-کمپین #ShareACoke از کوکاکولا:

کوکاکولا توانست با استفاده از نیروی آفلاین و آنلاین خود برای نوجوانان کمپینی جالب و البته مناسبتی‌ای را طراحی کند. تابستان بهانه خوبی برای کوکاکولا بود تا بتواند کمی از لوگوی سنتی خود فاصله گرفته و به فکر تنوع بخشیدن به شیشه‌های محصولاتش بیافتد؛ ولی این دفعه به سراغ افرادی رفت که دوست داشتند شیشه نوشابه مختص خودشان را داشته باشند. در حقیقت کوکا ۲۵۰ اسم محبوب آمریکایی را روی شیشه‌ها آورد و با آوردن لوگوی نه چندان محبوب COKE، سعی کرد نوجوانان را به خودش جذب کند. از طرفی در شبکه‌های اجتماعی این اجازه را داد، افرادی که نامشان در آن ۲۵۰ نام ذکر شده نبود، با دوستان خود به صورت مجازی یک کوکا به اشتراک بگذارند و نام آنها هم روی شیشه‌های کوکا قرار گیرد.

ShareaCokenames

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۲
فرزاد هاتفی


با توجه به اهمیت ایجاد هویت برای برند، به‌منظور موفقیت در بازارهای رقابتی کنونی، در این مقاله تلاش شده است به بررسی ابعاد و مؤلفه­های مؤثر در گسترش و بهینه­سازی هویت برند خدماتی پرداخته شود. جامعة آماری این پژوهش، شامل تمامی نمایندگی­ها و شعبه­های بیمة ایران در سطح استان اردبیل است. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS و مدل‌سازی معادله‌های ساختاری انجام شد. یافته­ها بیانگر آن است که از میان عوامل مؤثر، عامل فرهنگ بازاریابی و شخصیت برند، تأثیری اندک بر هویت برند خدماتی می­گذارد و عوامل هویت بصری برند، مدیریت ارتباط با مشتری و ارتباط­های یکپارچة بازاریابی، تأثیری قوی بر توسعة هویت برند خدماتی سازمان بیمة ایران دارد.

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که هویت برند چیست و چرا از اهمیت بالایی برخوردار است؟لازمه برندسازی ایجاد ثبات در رفتار، فرهنگ، شخصیت، کیفیت است. حال اگر همه این عوامل به یک ریشه متصل نباشد همچون درختی است که هر شاخه‌اش میوه‌ای می‌دهد و نمی‌توان آن را درخت خاصی نامید و موجودی مبهم و ناشناخته در ذهن ما می‌ماند.دقیقا زمانی که ما قصد کاشتن یک نهال را داریم به آن بیاندیشیم که خروجی آن چه میوه‌ای باشد؟سیب پرتقال، گردو یا پسته؟ اگر به نتیجه آن یا تصویری که از آینده آن داریم نیاندیشیم باید با نتیجه آن چه خوشایند و چه نا خوشایند کنار بیاییم. حتی ممکن است این درخت چند میوه متناقص و ناهمگون داشته باشد.

هویت در برند‌ها در مرحله اول چگونگی تداعیات مشتری از برند را تعیین می‌کند و در مرحله دوم همه اجزای برند را بر مبنای آن یک پارچه در یک راستا می‌کند. برندی که هویت ندارد نمی‌تواند به طور شفاف خودش را به مشتریانش معرفی کند و مشتری هم تمایی به برقراری ارتباط ندارد.

نداشتن هویت در برند همه کاره و هیچ کاره بودن را تداعی می کند. بسیاری از مدیرانی که به تمرکز بازار هدف در برند سازی باید اجرا شود ایمان ندارند و نمی‌توانند هویت جامعی برای یک برند مشخص کنند. چرا که ممکن است هر بازار هویت متناسب به خودش را داشته باشد.

  • هویت برند به هویت کلی CORPUTE EJENTITY  هویت بصری ، هویت گفتاری ، هویت شنیداری و هویت مهمی تقسیم می شوند.
  • هویت بصری:شامل رنگ، لوگو،بسته بندی، دکور و….
  • هویت گفتاری شنیداری شامل: نام ، شعار ،آوا ، دامنه و….
  • هویت حسی شامل: بو،مزه، لمس و….
  • و هویت کلی شامل: شخصیت برند،فرهنگ برند،رفتار برند و….

اگر بخواهیم مراحل هویت را برشماریم در مرحله اول شناخت هویت سازمان مرحله دوم تعیین هویت و مرحله سوم تزریق هویت به ذهن مشتری است.
در بسیاری کمپین‌ها و محتواسازى‌هاى آنلاین این روزها، شاهد هستیم  که کمپانی ها  برای تاثیر‌گذاری هویت برند از اتفاقاتى که هیاهوی زیادى ایجاد می‌کنند، استفاده می‌کنند تا سوار موج هاى متفاوت سوشیال و آنلاین شوند. به تازگى که روزهای المپیک  را سپری می‌کردیم این اتفاقات پررنگ تر می‌شد و هویت برند و نام هاى متفاوتى از رویداد بزرگى مانند المپیک بهره هاى لازم خود را در راستای برندینگ بردند. تبریک ها و اظهار تاسف هاى متفاوت در فضاى آنلاین انتشار پیدا کرد و کاربران هم واکنش هاى متفاوتى نسبت به آن داشتند. منظور از بازتاب، انعکاس برند بر مشتریان است، به عبارت دیگر انعکاس برند باید در فروشندگان به صورت کلیشه درآید.در این شرایط شرکت باید از فروشندگانی با شخصیت ­های چندگانه استفاده کند. این جمله به آن معنی است که فروشندگان اولین کسانی هستند که از جانب برند با مشتریان در تماس اند بنابراین فروشندگان باید نمایانگر شخصیت اصلی برند باشند. در مورد کوکاکولا که شخصیت برندش به صورت شاداب، بامزه، بذله گو و سرخوش تعریف شده، فروشندگانی جوان و با روحیه­ ای مشابه به شخصیت برند به مشتریان خدمت می کنند. البته این مورد با بازار هدف برند فرق دارد، امکان دارد بازار هدف بسیار گسترده­ تر از ویژگی ­های شخصیتی برند باشد.خودشناسی یا تصویر از خود یعنی ایجاد خود مورد علاقه­ ی مخاطباناین شاخص مانند آیین ه­ای است که شخص مورد نظر در مقابل خود گرفته است. بازاریابان و تبلیغ کنندگان­ می­ توانند برای هدایت رویکردها و استراتژی های خود بر خودشناسی مخاطبان مورد هدف­شان تکیه کنند. به عنوان مثال کسی که کوکاکولا می­ نوشد خود را شخصی اجتماعی، خوش مشرب و کسی که به دنبال خطر می­ رود و موانع را کنار می­زند، تصور می­ کند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۲
فرزاد هاتفی

۱. ارسال پیام‌های ناخواسته بدون لینک‌های اشتراک

یکی از قانون‌های طلایی بازاریابی ایمیلی این است که پیام خود را به‌هیچ عنوان برای کسی که به شما اجازه این کار را نداده، نفرستید؛ چراکه قطعا شما تمایلی ندارید که ایمیل شما در فولدر اسپم آن فرد قرار گیرد.

اما چگونه می‌توانید تا حد امکان از قرارگیری ایمیل خود در فولدر اسپم افراد جلوگیری کرده و شانس دستیابی ایمیل‌تان به صندوق ایمیل شخص را افزایش دهید؟

بدین منظور بهتر است که تا حد ممکن، از عبارات تاکیدی و تبلیغاتی استفاده نکنید؛ عباراتی نظیر “رایگان”، “با کمترین ریسک”، “اینجا کلیک کنید”، “هم اکنون سفارش دهید” و …، کمتر استفاده کنید، علی‌الخصوص اگر قصد دارید ایمیل خود را به زبان انگلیسی ارسال نمایید.

بهترین راه برای جمع‌آوری یک لیست ایمیل مناسب، قراردادن یک لینک اشتراک در وب‌سایت و یا اپلیکیشن موبایل شرکت‌تان است. با این کار شما برای کاربران‌تان این امکان را فراهم می‌کنید که تنها در صورت تمایل، ایمیل‌شان را وارد کرده و ایمیل‌های شما را دریافت کنند.

از دیگر راهکارهای جمع‌آوری ایمیل‌ها که تحت عنوان جمع‌آوری سرنخ (Lead Generation) مطرح می‌گردد، می‌توانیم به تبلیغات کلیکی اشاره کنیم که با هزینه مناسب نیز شما را در مسیر جمع‌آوری ایمیل مخاطبان هدفتان یاری می‌کند.

همچنین یکی از نکات ارزشمند بازاریابی ایمیلی این است که حق عدم اشتراک نیز برای کاربران‌تان فراهم کنید. شما به‌خوبی می‌توانید این کار را از طریق یک لینک عدم اشتراک در ایمیل‌های خود، به انجام برسانید.

۲. انتخاب عناوین نامناسب برای ایمیل

یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های ایمیل شما، بخش عنوان آن است. عنوان مناسب برای ایمیل‌های شما بهتر است دارای ویژگی‌های زیر باشد:

عنوان را ساده بنویسید. لحن آن خبری باشد و اطلاعاتی را به کاربر برساند و در نهایت نیز عنوان خود را به‌گونه‌ای انتخاب کنید تا ارزش بازشدن را داشته باشد. همچنین توجه داشته باشید که به عنوان خود زرق و برق اضافه نداده و یا آن را گمراه کننده ننویسید.

۳. ارسال ایمیل بدون تقسیم‌بندی‌های هدفمند

یکی از اصلی‌ترین راه‌های از دست دادن مشتری، ارسال ایمیل‌های انبوه برای طیف وسیعی از کاربران، بدون در نظر گرفتن تقسیم‌بندی‌های مناسب براساس علاقه‌مندی‌های کاربران است. شما می‌توانید اعتماد کاربران‌تان را از طریق تقسیم‌بندی مناسب آن‌ها به دست آورده و از لغو اشتراک آن‌ها جلوگیری نمایید.

درحالی‌که اکثر مدیران ارشد بازاریابی شرکت‌ها این تقسیم‌بندی کاربران را در هنگام ارسال ایمیل لحاظ می‌کنند، اما نکته مهم ایجاد یک بازاریابی برد-برد در بازاریابی دیجیتالی است؛ شما می‌توانید برای هر شخص به صورت مجزا و منحصربه‌فرد، پیامی را آماده کرده و برای او ارسال کنید.

بخش‌بندی کاربران از جنبه‌های جغرافیایی، هزینه‌های پرداختی، آمارهای جمعیتی و یا حتی روانشناختی، می‌تواند کمپین‌های بازاریابی ایمیلی شما را کاملا منحصربه‌فرد نماید.

۴. ارسال ایمیل‌های غیر تعاملی و یا کسل‌کننده

شما تا به اینجا لیست مناسبی از ایمیل کاربران‌تان را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را به چند دسته، طبقه‌بندی کرده‌اید. اکنون در این حالت، قدم بعدی چیست؟

اگر تا بدین‌جا همه چیز را به خوبی پیش برده‌اید، اجازه ندهید تا استراتژی بازاریابی شما از فعالیت‌های فرعی لطمه بخورد. ارسال ایمیل به کاربران‌تان بهتر است هر ۱ یا ۲ ماه یک بار اتفاق بیافتد. البته در برخی مواقع ممکن است به دلیل ارائه تخفیف‌های مختلف و یا تبلیغ ویژگی‌های جدیدی که به خدمات/محصولات خود اضافه کرده‌اید، در بازه‌های زمانی کوتاه‌تری نیز، اقدام به ارسال ایمیل کنید.

بهتر است این نکته را نیز به خاطر بسپارید: ارسال تعداد زیادی ایمیل، دقیقا به اندازه عدم ارسال ایمیل به صورت منظم و در بازه‌های زمانی مشخص، بد است.شما می‌توانید با قراردادن لینک شبکه‌ های اجتماعی در ایمیل‌های خود، قابلیت به اشتراک‌گذاری ایمیل‌هایتان را نیز افزایش دهید.

۵. ارسال ایمیل بدون انجام تست

اگر قصد دارید ایمیل خود را بدون انجام تست ارسال نمایید، شاید بهتر است اصلا هیچ ایمیلی برای کاربران‌تان ارسال نکنید! انجام تست A/B و یا ارسال دو نسخه از یک ایمیل، می‌تواند راه مناسبی برای دستیابی به یک قالب مناسب برای کمپین‌های آینده شما باشد.

اگر تا به حال حین پروسه بازاریابی ایمیلی دچار اشتباهی شدید، آن را با ما در نظرات به اشتراک بگذارید؟

منبع بلاگ اد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۲۱
فرزاد هاتفی

شبکه های اجتماعی بازاری جدید برای کسب و کارها

چند قانون که میتواند در موفقیت بازاریابی شبکه‌های اجتماعی شما تاثیر گذار باشد شامل :

قانون گوش دادن:موفقیت در استفاده از بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی مستلزم بیشتر گوش دادن و کمتر حرف زدن است. نظرات مخاطبین هدف خود را بخوانید و در گفتگوهای آنها شرکت کنید تا متوجه شوید چه چیزی بیشترین اهمیت را برای آنها دارد. تنها در این صورت است که شما می توانید محتوا تولید کنید و با افرادی که به دنبال دریافت ارزش هستند، مکالمه برقرار کنید.

قانون تمرکز:بهتر است متخصص باشید تا همه فن حریف. در زمینه بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی استراتژی های متمرکز بر روی ساخت یک برند قوی در مقایسه با استراتژی های کلی و همگانی شانس بیشتری برای موفقیت دارند.
قانون کیفیت:کیفیت همیشه از کیفیت مهم تر است. داشتن تنها هزار مخاطب آنلاین که محتوای شما را مطالعه می کنند و در مورد آن با مخاطبین حرف می زنند بهتر از داشتن 10 هزار مخاطبی است که بلافاصله بعد از یک بازخورد با شما در فضای مجازی ناپدید می شوند.
قانون صبر:موفقیت در زمینه بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی یک شبه اتفاق نمی افتد. محتوایی که تولید می کنیم باید ویروسی شود تا بتواند به ابزاری مفید جهت بازاریابی کالای ما تبدیل گردد. برای ویروسی شدن نیز به زمان نیاز است.
قانون ترکیب : اگر شما یک محتوای کیفی سرگرم کننده را به اشتراک بگذارید و تلاش کنید مخاطبین آنلاین خود را به دنبال کنندگان کیفیت تبدیل کنید، آنها نیز در توئیتر و فیس بوک و لینکدین و وبلاگ های شخصی خود آن را با مخاطبین شخصی خود به اشتراک می گذارند.
این به اشتراک گذاری محتوای شما درهای جدیدی از موتورهای جستجو و کلمه های کلیدی به روی شما باز می کند. این درهای جدید می تواند صدها بلکه هزاران راه بالقوه برای افراد باشند تا بتوانند شما را به صورت آنلاین پیدا کنند.
قانون تاثیر:برای پیدا کردن موارد تاثیرگذار آنلاین بر بازارتان که مخاطبینی کیفی داشته و به محصولات و خدمات و کسب و کار شما علاقه مند هستند وقت بگذارید. به آنها به صورت آنلاین متصل بوده و سعی در ایجاد ارتباط با آنها داشته باشید.
بازاریابی شبکه‌های اجتماعی توسط شبکه سازی با کسب مداوم تجربه توسط مدیرانی که از قابلیتهای شبکه سازی استفاده می کنند ، بهبود می یابد. این مدیران از نقاط قوت برای غلبه بر نقاط ضعف استفاده می کنند ، از اشتباهات پیشین درس می گیرند و برای جلوگیری از بروز اشتباهات در آینده ، آنها را ارزیابی می کنند، از کامیابیها یاد می گیرند و همه شرایطی که در ایجاد موفقیت موثر بوده‌اند را بررسی می کنند. از آنجا که ترکیب شبکه سازی مدیران بنگاههای کوچک و متوسط بین ارتباطات شخصی و ارتباطات مبتنی برکسب و کار در تغییر است، ماهیت تصمیم گیری نیز تغییر می کند. هنگامی که وابستگی اصلی یک مدیر به شبکه های اجتماعی است ، تصمیمات احتمالا مبتنی بر اطلاعات ناقص بوده و عمدتا متکی به قضاوتهای شخصی است. در مقابل زمانی که یک مدیر، ارتباطات تجاری و شبکه سازی بیشتری را تجربه می‌کند، دارای دیدگاه راهبردی تری شده و تصمیم گیری وی نیز جدی تر خواهد شد. هر مطلبی که در یک شبکه‌ی اجتماعی ارسال می‌کنید، موقعیتی برای جذب مشتری است. با جذب دنبال‌کننده به مشتریان جدید، اخیر و قدیمی‌تان دسترسی خواهید داشت و می‌توانید با همه‌ی آنها تعامل داشته باشید. هر کس ممکن است به پیام، عکس، ویدیو یا نظری که به اشتراک می‌گذارید واکنش نشان بدهد و هر واکنش بازدید سایت را بالا می‌برد و در نهایت مردم را جذب برند شما می‌کند. همه‌ی واکنش‌ها به جذب مشتری نمی‌انجامند، اما هر واکنش مثبتی احتمال جذب مشتری را افزایش می‌دهد. حتی اگر کلیک‌خورتان پایین باشد، موقعیت‌های قابل توجهی در شبکه‌ی اجتماعی خواهید داشت. به یاد داشته باشید «موقعیت» اولین لازمه‌ی هر عمل است.

بازاریابی در شبکه‌ های اجتماعی به چند دلیل ساده نرخ جذب بالایی دارد. احتمالا برجسته‌ترین دلیل آن مردم‌محوری است؛ در واقع برندها با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی مردمی‌تر می‌شوند. در شبکه‌های اجتماعی برندها می‌توانند مانند مردم عادی رفتار کنند؛ این کار برای پیشرفت شما ضروری است، زیرا مردم ترجیح می‌دهند با آدم‌ها معامله کنند تا با شرکت‌ها.

به علاوه، مطالعات نشان داده‌اند شبکه‌های اجتماعی در جذب مشتری ۱۰۰درصد موفق‌تر از بازاریابی حضوری عمل می‌کنند و این واقعیت که هر چه تعداد دنبال‌کنندگان برند شما در شبکه‌های اجتماعی بیشتر باشد، اعتبار برند و اعتماد مردم به برند شما افزایش می‌یابد، بار دیگر اهمیت شبکه‌های اجتماعی را ثابت می‌کند. به این ترتیب مخاطبان شبکه‌های اجتماعی به سادگی جذب وبسایت‌تان می‌شوند و نرخ بازدیدش را افزایش می‌دهند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۴۳
فرزاد هاتفی

بی‌شک وقتی شما هم با دو واژه رابط کاربری (User Interface) و تجربه کاربری (User Experience) برخورد می‌کنید، برداشتی در ذهن دارید که فرق این دو در چه چیزی است. اما در ادامه بیشتر دو مفهوم رابط کاربری و تجربه کاربری را برای شما باز می‌کنیم تا هیچ سوالی بی‌پاسخ نماند:

رابط کاربری (User Interface یا UI):

اگر بخواهیم یک تعریف ساده برای رابط کاربری داشته باشیم، میتوانیم بگوییم که عبارت است از سری صفحات و المان‌های تصویری که شامل دکمه‌ها و آیکون‌ها هستند که سبب برقراری تعامل شما با یک وسیله (گجت) می‌شوند.

تجربه کاربری (User Experience یا UX):

به تجربه یک فرد گفته می‌شود که از تعامل او

با تمام جنبه‌های یک سرویس یا محصول حاصل می‌شود.

شاید هنوز هم دقیق متوجه نشده باشید و حال لازم است که سراغ یک سری نمونه برویم:

نمونه‌های رابط کاربری:

اگر از کاربران کامپیوتر شخصی در دهه ۷۰ میلادی بودید، برای استفاده از آن لازم بود که از رابط کاربری دستوری بهره می‌بردید که دستورات به صورت خطی وارد سیستم شده و در رابطه کاربری نمایش داده می‌شدند.

در آن زمان حتی سیستم عاملی نبود که حاوی گرافیک و آیکون‌ها باشد. حتی موس هم وجود نداشت که بتوانید به کمک اشاره آن، کار خود را آسان کنید. بعد از این جریان، کامپیوترهایی پا به عرصه گذاشتند که تحت زبان برنامه‌نویسی به عمل می‌آمدند.

در اوایل دهه ۸۰ بود که کمپانی Xerox PARC یک کامپیوتر شخصی عرضه کرد که Xerox Star نام داشت و اولین کامپیوتر شخصی‌ای بود که رابط کاربری گرافیکی را ارائه می‌داد (GUI).

سپس کمپانی اپل با ایده گرفتن از محصول Xerox، یک کامپیوتر شخصی عرضه کرد که موسی با یک کلید به همراه خود داشت. همین محصول سبب شد که طراحان به این فکر بیافتند که سیستم عامل چنین محصولی، نیاز به طراحی منطقی‌تری دارد و در همین جا بود که شغلی تحت عنوان طراح رابط کاربری بوجود آمد.

طراح رابط کاربری؟!!!

طراحی و تحلیل رابط کاربری به یک علم تبدیل شده است و امروزه طراحان رابط‌های کاربری روی وب‌سایت‌ها، اپلیکیشن‌ها، تکنولوژی‌های پوشیدنی کار می‌کنند و رابط کاربری همه آنها را بوجود آورده و برای بهبود آنها، تست‌هایی انجام می‌دهند. حتی طراح المان‌های تصویری تمام موارد عنوان شده هم بر عهده این افراد است.

نمونه تجربه کاربری:

تجربه کاربری (User Experience یا همان UX) فقط حاصل ظاهر رابطی که با آن کار می‌کنید نیست. این مفهوم دارای ابعاد بسیاری است و فقط در صورتی به بهترین نحو صورت گرفته که کاربر در کل مسیر استفاده از کالا یا خدمت نیز لذت ببرد. به همین علت است که تمام موارد زیر، شامل تجربه کاربری هستند و نیاز است که بهترین مسیر ممکن برای آنها طراحی گردد:

پروسه‌ای که در آن محصولات یا خدمات شما شناخته می‌شوند.

سری اقداماتی که سبب تعامل با رابط کاربری می‌شود.

احساسات و تفکراتی که حین انجام دادن یک کار روی رابط کاربری ایجاد می‌گردند.

تمام مشاهداتی که توسط کاربر حین تعاملات صورت می‌گیرند.

تفاوت میان رابط کاربری و تجربه کاربری:

به طور خلاصه می‌توانیم بگوییم که در طراحی تجربه کاربری، روی همه مواردی که مسیر کاربر را تعیین می‌کنند اثر گذاشته می‌شود. هم  هر چیزی که روی صفحه نمایش داده شوند، هم هر چه در خارج از آن و فقط بخشی از تجربه باشند. در طراحی رابط کاربری، کاملا روی ظاهر سطوح و عملکرد محصول وخدمات تمرکز می‌شود.

یک قیاس میان رستوران و UI/UX وجود دارد که تفاوت این دو را واضح‌تر مشخص می‌کند:

UI یا همان رابط کاربری، شامل میز، صندلی، بشقاب، لیوان و لوازم پخت و پز است. در صورتی که UX یا همان تجربه کاربری، شامل مواردی چون خود غذا، سرویس رستوران، امکاناتی چون پارکینگ  و حتی موسیقی و روشنایی داخل رستوران است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۴۶
فرزاد هاتفی

تقریبا همه ی ما با  دیجیتال مارکتینگ آشنا هستیم و یا در شرف برخورد با این پدیده ایم، پدیده ای که با سرعت بسیار زیادی در حال گسترش است و در مسیری قدم برداشته که نظر تمام بازاریابان و مدیران را به خود جلب میکند. روز به روز، ماه به ماه و فصل به فصل برندهای بیشتری احساس نیاز به این نوع از بازاریابی را لمس میکنند و تقاضاها در این بازاریابی در حال حاضر یک نمودار صعودی با شیب بسیار تندی را طی میکنند.
 
اما نکته ای که تقریبا در هیچ یک از مواردی که مشاهده شده است، وجود ندارد این است که در بازاریابی دیجیتالی، دام ها و اشتباهات گوناگونی وجود دارد. در این نوشته به یکی از دام های تصمیم گیری که به نام “دام نجات یافتگانمعروف است، میپردازیم که اخیرا تبدیل به یکی از رایج ترین اشتباهات موجود در بازاریابی دیجیتال شده است.
 
در بازه ی زمانی جنگ جهانی اول، کشور انگلیس شاهد سقوط و از دست رفتن تعداد زیادی از هواپیماهای اعزامی خود در خاک دشمن بود، این کشور تصمیم گرفت تا تیم متخصصی از برجسته ترین ریاضی دانان، فیزیک دانان، تحلیل گران آمار ورا گرد هم آورد تا مشکل مربوط به هواپیماهای ساقط شده برطرف شود. این گروه به مدت بسیار طولانی بر روی هواپیماهایی که توانسته بودند به خاک انگلستان برگردند، بررسی های مختلفی انجام دادند و از طریق جانمایی گلوله های اصابتی به بدنه ی این هواپیماها، نقاطی که پیش بینی میشد عامل سقوط هواپیماهای دیگر باشند را مشخص و شروع به تقویت این نقاط کردند اما در عمل نتیجه ای حاصل نشد و تغییری در تعداد هواپیماهای سقوط کرده بوجود نیامد.
نکته ی قابل توجه این است که روشی که برند دیگری از آن نتیجه میگیرد، لزوما برای برند ما نتیجه بخش نیست.
 
این موضوع تا جایی پیش میرود که استراتژی ها نیز از همین روش تدوین میشوند، بنابراین جایتعجب ندارد که در سطح وب هواپ یماهای سقوط کرده ی فروانی وجود داشته باشد.بنابراین در نمونه هایی که به بررسی آنها میردازید، توجه دو چندانی بکنید تا بتوانید مدل بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ مناسب خود  را پیدا کنید 
روزی ریاضی دان جوانی که به تازگی از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده بود به این گروه ملحق شد و به محض مشاهده ی نحوه ی بررسی هواپیما ها شروع به خندیدن کرد، درواقع آن جوان به این موضوع پی برده بود که کلید موفقیت کاهش تلفات هواپیماها در بررسی هواپیماهای سقوط کرده در خاک دشمن است و نه هواپیماهایی که سالم به خانه برگشته اند، طبیعتا دسترسی به هواپیماهای سقوط کرده ممکن نبود، به همین دلیل این جوان تصمیم گرفت تا برخلاف دفعات گذشته قسمتهایی از بدنه های هواپیماهای برگشتی را برای تقویت انتخاب کند که سالم مانده اند و کمتر مورد اصابت گلوله ها قرار گرفته اند، در ادامه نیز این مدل نتیجه بخش بود و نرخ منهدم شدن هواپیماها را بسیار پایین آورد.

نکته ی اخلاقی
در مواردی انتخاب نمونه ها هستن که ما را به نتیجه ی دلخواه نمیرسانند تا نحوه ی بررسی ما

ارتباط این موضوع با دیجیتال مارکتینگ

دقیقا مورد مشابهی در این حوزه اتفاق می افتد که به این صورت است که برندها به جای اینکه به بررسی نکاتی که باعث عدم موفقیت آنها در کمپین های گذشته بوده است بپردازند، به سراغ بررسی مدل هایی از بازاریابی میروند که موفق بوده و نتایج مطلوبی را برای برندهای دیگر در بر داشته، شکل دیگری از این اشتباه به این موضوع بر میگردد که تقریبا همه ی کسب و کارهای الکترونیکی و دیجیتال مارکتینگ به دنبال جایگاهی همانند دیجی کالا هستن، به جای آنکه تمرکز خود را بر دلایل عدم موفقیت چند هزار فروشگاه اینترنتی که در وب ایران تاسیس شده اند و شکست خورده اند، معطوف کنند.
 
.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۴۴
فرزاد هاتفی

برای تعیین و تدوین استراتژی‌های دیجیتال هیچ نسخه آماده و راه‌حل کلی وجود ندارد. شما باید مشخص کنید که می‌خواهید از تعامل اجتماعی یا تعامل دیجیتالی با کاربرهای خود به چه هدفی برسید. باید برای رسیدن به آن هدف، هزار روش را امتحان کنید تا بفهمید کدام یکی برای شما کار می‌کند و برای آن روش بهتر است از کدام ابزارها استفاده کنید. متوجه این موضوع باشید که ممکن است راهی که می‌روید به ترکستان باشد و به نتیجه نرسید، اما بعد از امتحان کردنِ همه چیز، می‌توانید روش درست را انتخاب کنید.

هرگز فکر نکنید که شما چیزی را آماده می‌کنید و بیرون می‌اندازید! شما باید بدانید که مخاطبان شما کجا هستند و نسبت به محتوای تولیدی‌تان چه واکنشی نشان می‌دهند و در نظر داشته‌باشید که این واکنش می‌تواند در جاهای مختلف فرق کند.

وقتی جایی که مخاطبانتان بیشترین زمانشان را می‌گذرانند پیدا کردید،‌ خود را به آن‌جا برسانید و وارد مکالماتشان شوید. منظور این نیست که با لحن غیر رسمی، مستقیم به آن‌ها بگویید که محصول شما را خریداری کنند، نه! باید وارد عمق مکالماتشان شوید و درک کنید که مشکل کسب و کارشان چیست.

زیاد گوش کنید و به مخابانتان اهمیت دهید. شما دو گوش و دو چشم و یک دهان دارید. پس بیشتر ببینید و بشنوید که مخاطبان شما چه می‌کنند و چه می‌گویند.

از سوی دیگر، داخل شرکت مدیران رده‌های مختلف نظرات مختلفی دارند و هرکدام یک سرِ محصول را می‌کِشند!

با شکل دادن استراتژی دیجیتال خوب برای کسب و کار خود، در واقع ماهیگیری را به همه یاد می‌دهیدشما این شانس را دارید که در مسیری استوار قدم بردارید و با دنبال کردن آن‌ها اجازه ندهید که محصولتان قربانی تصمیم‌های مدیران شود.

ممکن است برای تعریف دیجیتال مارکتینگ خود به سراغ استراتژی‌های کسب و کار بروید تا الهام بخش  شما باشند، اما حقیقت این است که آن‌ها در دنیای دیجیتال اثربخش نیستند.

هدف استراتژی‌های دیجیتال، کاهش ریسک بازاریابی و افزایش نرخ بازگشت سرمایه شما تا حد ممکن است. در مسیر کسب و کارتان نقاط ضعف و فرصت‌هایی وجود دارد که باید نسبت به آن‌ها آگاه باشید، شناخت آن‌ها در کنار شناخت کانال‌های دیجیتالی در دسترس (رسانه‌های اجتماعی، محتوای دیجیتال، ایمیل و …) دلیل موفقیت بازاریابی شما خواهد بود.

در آخر بگویم که نمی‌توان راجع به هزینه و زمان صحبت نکرد و این برای تمام مدیران بازاریابی و صاحبان کسب و کار نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر نمی‌خواهید از این قطار تندروی دیجیتال جا بمانید، برای شکل دادن استراتژی‌های خود همین حالا دست به کار شوید!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۴۱
فرزاد هاتفی